سيد محمد باقر برقعى
2213
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
نالهء چنگ دلا يكدم برآور نالهاى مانند چنگ آخر * كه شايد دامن مقصود را آرى به چنگ آخر كمانآسا به راه عشق كجبازى كجا شايد * به مقصد مىرسد از راسترفتارى خدنگ آخر به راه عشق از فرمان جانان سر مپيچ اى دل * كه ترسم آبشارآسا سرت آيد به سنگ آخر ز مه آموز يكرنگى نه همچون ماكيان بيضه * برون يكرنگ باشى وز درون گردى دورنگ آخر تمام عمر را با خلق يكسان زى مباش آنسان * كه كوبى كوس صلح اوّل ، نوازى طبل جنگ آخر نگشته شيرگون موى سيه دستى به كارى زن * بسا كافتاده برف و كاروان را كرد لنگ آخر اثر نبود به گفتارى كه كردار از پىاش نبود * نهال نام نيك آن نيست كآرد بار تنگ آخر جهان با اين فراخى بهر مشتاقان نمىدانم * چرا يكباره چون چشم حسودان گشت ننگ آخر اگر آيينهء دل تيره شد از رنگ غم « صابر » * ز جامى مىتوان بزدود زين آيينه زنگ آخر